محمد رضا واليزاده معجزى
731
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
خوانين رحيم خانى تك و تنها با عده قليلى گذاشته و رفتند . نظام السلطنه با اين عده ناچيز تا دو روز سخت مقاومت اعجابانگيزى نشان داد ولى ناگهان روز دوم سوار اسب شده و مىخواست از حلقه محاصره خارج شود ، زيرا وى لاينقطع به همراهان خود فرمان مىداد كه در پشتسر او حركت نمايند . رستم خان طولابى جلو رفته [ و ] گفت : قربان مگر توجه نداريد كه دشمن ما را مثل حلقه انگشترى محاصره كرده [ است ] ؟ بنابراين چطور ما مىتوانيم از وسط اين همه سوار و پياده « 1 » صحيحا و سالما به مقصد برسيم ؟ نظام السلطنه گوش به سخنان بهادر نداد و به تصميم خود باقى بود . بهادر كه مىدانست نظام السلطنه خودش و آنها را به پيشواز مرگ مىفرستد ناچار قرآن بغلى كوچكى را كه به نيت تيربندى در بغل داشت بيرون آورده ، روى دست گرفت و در مقابل نظام السلطنه نگهداشت و او را سوگند داد كه فسخ اين عزيمت كند و آنها را به كشتن ندهد و خود و همراهانش از پناهگاه رنگرزان خارج نشوند « 2 » تا نيروى كمكى برسد . تعجب در اين است كه با اينكه در همين موقع آبدارباشى نظام السلطنه كه فاصله زيادى با او نداشت هدف گلوله حسين خان شد و در خاك و خون طپيد مع هذا نظام السلطنه خم به ابرو نياورد و به عزم خود باقى بود ولى بعد از سوگندى كه بهادر به او داد در حالى « 3 » كه تير دشمن مثل قطرات باران فرود مىآمد ، نظام السلطنه از اسب پياده شد « 4 » و به دفاع پرداخت . در همين روز على مردان خان سگوند رحيم خانى با شهامت قابل تحسينى خود را به قلب قاطرهاى آبدارى نظام السلطنه و خوانين همراه او كه در كنار قلعه رنگرزان بودند زد و هرچه از طرف اردوى دولتى به [ سمت ] او تيراندازى شد كمترين اعتنايى نكرده در كمال خونسردى و شجاعت قاطرها را برد ؛ بدون اينكه كوچكترين صدمهاى به او برسد . در اين موقع ديگر براى نظام السلطنه اميد نجاتى باقى نبود و يك حالت تسليمى در او پيدا شده بود ؛ زيرا او با عده قليلى در مقابل سواران و پيادههاى « 5 » بيرانوند و سگوند قرار داشت و اميدوارى به كمك احدى هم نداشت . رستم خان طولابى كه به هزار زحمت نظام السلطنه را راضى كرده بود كه به اميد فرج بعد از شدت از قريه رنگرزان خارج نشود ، براى ترساندن حملهكنندگان به رحمت اللّه خان ، توپچى نظام السلطنه گفت : چرا توپها را آتش نمىكنيد ؟ شايد اين مهاجمين قدرى عقب بروند .
--> ( 1 ) . اصل : جمعيت . ( 2 ) . اصل : حالتى . ( 3 ) . اصل : حالتى . ( 4 ) . اصل : فرود آمد . ( 5 ) . اصل : جمعيتهاى .